سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )
67
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )
همگان را در پرتو عنايت خود قرار داده است و به آن خوشحال است ، « و بطن فجبر » ؛ در حالى كه از ديدگان مخفى است شكستگىهاى خلق را جبران مىكند ، « ملك فقهر » ؛ بر همگان مالك است و بر همه قاهر است ، « و عصى فغفر » ؛ نافرمايان را مىآمرزد ، « و حكم فعدل » ؛ حكومت به دادگرى مىكند ، « لم يزل و لن يزول » ؛ هميشه بوده و هميشه خواهد بود ، « * ( لَيْسَ كَمِثْلِه شَيْءٌ ) * » ؛ چيزى مانند او نمىباشد ، « و هو قبل كلّ شىء و بعد كلّ شىء » ؛ او پيش از همه چيز بوده و پس از همه چيز خواهد بود ، « ربّ منفرد بعزّته » ؛ پروردگارى است كه در ارجمندى بىهمتاست ، « متمكَّن بقوّته » ؛ به نيروى خويش پابرجاست ، « متقدّس بعلوّه » ؛ قداست او در عالى مقامى اوست ، « متكبّر بسموّه » ؛ كبريائى او در و الا مقامى اوست ، « ليس يدركه بصر » ؛ ديدهاى او را در نمىيابد ، « و ليس يحيط به النظر » ؛ انديشه به كنه او نمىرسد ، « قوي معين منيع » ؛ نيرومند و ياور والاست ، « عليم سميع » ؛ دانا و شنواست ، « بصير رؤف » ؛ بينا و مهربان است ، « رحيم عطوف » ؛ بخشنده و دوستدار است ، « عجز عن وصفه من يصفه و ضلّ عن نعته من يعرفه » ؛ كسى كه مىخواهد او را بستايد از ستايش او درمانده است و كسى كه او را مىشناسد و ادعاى شناخت او را دارد از چگونگى شناخت او گمراه است ، « قرب فبعد » ؛ نزديك است و دور ، « و بعد فقرب » ؛ و دور است و نزديك ، « يجيب دعوة من يدعوه » ؛ كسى كه او را بخواند دعوت او را به اجابت مىرساند ، « و يرزقه و يحبّوه » ؛ به او روزى مىدهد و او را دوست مىدارد ، « ذو لطف خفى » ؛ لطف او پوشيده است ، « و بطش قوىّ » ؛ با نيرومندى هر چه تمامتر سختگير است ، « و رحمة موسعة » ؛ رحمت او همه جا را فرا گرفته است ، « و عقوبة موجعة » ؛ عذاب او دردآور است ، « رحمته جنّة عريضة موفقة » ؛ نتيجه بخشايش او بهشتى پهناور و چشم نواز است ، « عقوبته جحيم ممدودة موبقة » ؛ و شكنجهء او دوزخى است كشيده شده و هلاك كننده .